سفارش تبلیغ
صبا
 
آنکه در دانشش اختلاف و دوگانگینباشد . [امام باقر علیه السلام ـ در بیان معنای راسخان در دانش ـ]
 
ÇãÑæÒ: شنبه 97 اردیبهشت 1

سومین بهار  


 äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ بهاری چهارشنبه 97/1/1 | äÙÑÇÊ()

هو الحلیم

 

اسفند...

ماه تضادها و تقابل های من

آماده نبودم برای مواجهه با تو

مردودم نکن...


 äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ بهاری پنج شنبه 96/12/10 | äÙÑÇÊ()

هوالغفور

فکر کنم اولین باره دارم اینجوری بهت فکر میکنم و اینجا ازت می نویسم. نمیدونم اصلا این حرفام که دارم تو دلم بهت می زنم، می شنوی یا نه.

دیشب اومده بودی تو خوابم. بعد ایییییینهمه سال. یعنی تو هم به من فکر می کنی؟ یا بخاطر افکار منه؟ یا فاتحه هایی که هر روز سعی می کنم بفرستم؟

میخواستن منو ببرن مشهد. منم تو رو با خودم برده بودم. برای اولین بار.

حالت خوب بود. فقط چشمات نمیدید اما نه مثل اون سالها. یادمه آخرین باری که خوابتو دیدم تازه رفته بودی و حالت خوب نبود.

خوشحالم که این بار خوب بودی.

میگن خواب بعد نماز صبح، صادقه نیست. اما برای من حال خوب تو مهمه و این که بعد ایییییین همه سال خودتو به من نشون دادی و ازم ناراضی نبودی. 

بعد نوشت: باز هم آمدی. و باز هم من مراقبت بودم.

                 این ها نشانه است؟

                 نشانه چیست؟


 äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ بهاری پنج شنبه 96/12/3 | äÙÑÇÊ()

ولنتاین گونه  


 äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ بهاری پنج شنبه 96/11/26 | äÙÑÇÊ()

"هو الطیف"

گاهی بعضی جمله ها تا عمق جان نفوذ می کند.

چون

       از "دل" برمی آید.

 

پ.ن: این "دل" چه ها که نمی کند...


 äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ بهاری سه شنبه 96/9/7 | äÙÑÇÊ()

[نوشته ی رمز دار]  


 äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ بهاری سه شنبه 96/7/25 | äÙÑÇÊ()

هو ال...
دلم بی هوا، هواییت شد.
تنگ شد..تنگ شد...تنگگگگ
آنقدر که به چشمم فشار آورد و اشک،بدون اذن، ازش جاری شد.
لحظه لحظه بودنت برام نعمته و باید دنیا دنیا براش شکر به جا بیارم "بهاری" من.
تازه فهمیدم علت علاقه م به "بهاری" چیه.

 äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ بهاری شنبه 96/6/18 | äÙÑÇÊ()

آرام جان  


 äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ بهاری دوشنبه 96/3/29 | äÙÑÇÊ()

"هوالمدبر"

 

قرار است بمانیم

                   تا آخر

"الحمدلله علی کل نعمة"


 äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ بهاری پنج شنبه 96/2/28 | äÙÑÇÊ()

"و إلیه النشور"

الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ
آنکه مرگ و زندگى را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید ، و او تواناى شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است.(سوره مبارکه ملک-آیه2)
خیلی وقته به این واژه سه حرفی فکر می کنم. به اینکه به ظاهر، انتهاست و به واقع، ابتدا.
به اینکه کی و کجا و چطور سراغم میاد.
کاش این افکار نتیجه ای هم در عمل داشته باشه.
گاهی تسلیم شدن سخته
صبوری سخته
زندگی سخته
کاش تو این امتحان ها مردود نشیم.
دل نوشت: پرم از حس های مختلف. حس های آشنا و ناآشنا، شیرین و تلخ، و گاه ملس یا گس.
حس هایی که در بیان نمیگنجند تا با کسی درمیان بگذارم. حس هایی که فقط تو میدانی و بس.

 äæÔÊå ÔÏå ÊæÓØ بهاری یکشنبه 96/1/13 | äÙÑÇÊ()
   1   2      >
ÏÑÈÇÑå ÈåÇÑí

*باران بهاری*
بهاری
یه بنده خـدا که خیلی اتفاقی پاش به اینجا باز شده و می‌خواد سعی کنـه بیشتر، از خـدا و چیزهایی که خــدا دوست داره بگه - و گـاهی هم از دلنوشته‌هاش- تـا شـایـد...... (نوشته‌های این وبلاگ، صرفاً برداشت‌های شخصی من هستند مگر اینکه منبع آن را ذکر کرده باشم.)

íæäÏ æíŽå

ÌäÈÔ letter4u


ãäæí ÇÕáí
ÂãÇÑ æÈáǐ
ÈÇÒÏíÏ ÇãÑæÒ: 31
ÈÇÒÏíÏ ÏíÑæÒ: 13
ãÌãæÚ ÈÇÒÏíÏåÇ: 89319
ÝåÑÓÊ ãæÖæÚí
ÈÇíÇäí æÈáǐ
ÌÓÊÌæ ÏÑ ÕÝÍå

áíäß ÏæÓÊÇä
íæäÏåÇí ãÝíÏ
ÎÈÜÑäÇãå
 
æÖíÚÊ ãä ÏÑ íÇåæ